وب لژیون مسافر علی جمالی(رها)
درمان قطعی اعتیاد به مواد مخدر(رایگان)
به نام قدرت مطلق الله

روز پنج‌شنبه 96/12/24جلسه سیزدهم از دور پانزدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانی مسافر علی، استادی مسافرعلی و دبیر مسافر اکبر با دستور جلسه اول: چگونه از تعطیلات استفاده کنیم و دستور جلسه دوم اولین سال رهایی مسافر ولی  رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.


مقصد این آموزش ها این است که بفهمیم بالاترین نعمتی که خدا به ما داده است همین حیات است که اجازه داد نفس بکشیم و از نعمت هایی که در اختیارمان گذاشته است ، استفاده معقول کنیم...




خلاصه سخنان استاد:

خدارا شکر می گویم که به من توفیق داد که در آخرین پنجشنبه سال 96 در این جایگاه خدمت کنم
و از نگهبان و دبیر جلسه تشکر می نمایم.
همانطور که دبیر فرمودند امروز دو دستور جلسه داریم ، یکی چگونه از تعطیلات استفاده کنیم؟ و دیگری تولد آقا ولی عزیز .
در مورد دستور جلسه اول باید بگویم که  کنگره تصمیم گرفته که تعطیلات داشته باشد یکی تعطیلات عید نوروز و دیگری در تابستان .
این موضوع تدبیر جناب مهندس را نشان می دهد که از بِ بسم الله تا میم، رحمان الرحیم را به اعضا آموزش می دهند که بتوانیم لذت واقعی حیات را درک کنیم.
مقصد این آموزش ها این است که بفهمیم بالاترین نعمتی که خدا به ما داده است همین حیات است که اجازه داد نفس بکشیم و از نعمت هایی که در اختیارمان گذاشته است ، استفاده معقول کنیم.
این دستور جلسه برای اولین بار در کنگره اجرا شده است و به نظر من به ما آموزش می دهد که غیر از کار کردن و دردسر های زندگی بتوانیم به خودمان بپردازیم و از حیات بطور درست و منطقی استفاده کنیم. من استناد می کنم به گفته های اقای مهندس در سی دی تعطیلات که در آن یه مثلثی را مطرح کردند که اولین ضلع این است که اصلا تعطیلات وجود داشته باشد ، دومین ضلع مسائل مالی ، برای استفاده از تعطیلات است و سومین ضلع برنامه ریزی می باشد.


من به شخصه قبل از اینکه به کنگره بیایم خیلی از مواقع زیاد به فکر مسافرت و برنامه ریزی برای آن نبودم و به استفاده کامل و درست از آن نیز نمی اندیشیدم. این مثلث به این موضوع اشاره دارد که برای پرداختن به مسافرت و استفاده کامل و صحیح از تعطیلات باید مسائل مالی را در نظر گرفت و حتما از قبل باید در مورد آن برنامه ریزی نمود.
با توجه به رشد جمعیت و امکانات شهر ها اگر بدون برنامه ریزی سفر کنیم برای خیلی از مسائل مثل پیدا کردن اسکان ، شلوغی خیابان ها و بالارفتن قیمت غذاها به معضل بر می خوریم. برای مسائل مالی باید از چند ماه قبل  از سفر ، هزینه آن را پس انداز کرد چون اگر بخواهیم چادر بزنیم یا در پارک ها اسکان کنیم و غذا بخوریم ، حقیقتا مشکل است ، مخصوصا برای خانم ها .
اعتقاد من این است که اگر انسان در صدد انجام کاری بر می آید باید آن را یه نحو احسن انجام دهد ، اگر مسافرت می رود باید حتما‌ مسافرت خوبی باشد. اگر شخصی وضعیت مالی خوبی ندارد حتما باید برنامه ریزی اش بلند مدت باشد و هزینه سفر را پس انداز کند تا بتواند از سفرش لذت کافی را ببرد.
برای رهایی مسافران هم که یک سفر به تهران می خواهیم برویم ، اگر برنامه ریزی درست نباشد یا لوازم کافی همراه نبریم به مشکل بر می خوریم. 
خداراشکر ، لژیون ما و لژیون های دیگر در شعبه اکثرا به گونه ای هستیم که برای تهران رفتن برنامه ریزی داریم ، که سر ساعت تعیین شده حرکت کنیم ، ماشین هارا از قبل آماده کنیم ، و حتما غذا را خودمان تهیه کنیم چون در سفر و در طول مسیر ممکن است رستوران ها غذاهایی با کیفیت مطلوب را نداشته باشند ، حتی من به اعضا تاکید می کنم که بنزین را روز قبل بزنید تا در راه معطل نشویم. و برای همین رهایی ها در تهران تلفن های زیادی می زنم و قرار می گذارم تا این سفر به خوبی انجام شود .از همین آموزش های کنگره در همه سفر ها می توان استفاده کرد ، اینکه منابع مالی را تامین کنیم ، مکان اسکان را مشخص کنیم ، اگر قصد مسافرت با تور های مسافرتی داشتیم از قبلش تور را مشخص و رزرو نماییم.
قبلا در کنگره تعطیلات نداشتیم ، جناب مهندس عقیده داشتند مواد مخدر تعطیلی ندارد پس کنگره هم بایستی همین طور باشد. اینکه الان با توجه به تجربیاتی که بدست آمده ، قرار شده که دوبار در سال تعطیلات داشته باشیم و عقیده مهندس این است که اگه در تعطیلات کسی برگشت کند به مواد ، یا کسی نتواند خودش را کنترل کند ،  اگر تعطیلاتی هم در کار نباشد این شخص ممکن است در طول سفر اول یا دوم لغزش کند و برگردد.ولی کسانی که خواسته قوی درمورد درمان اعتیادشان دارند و آموزش هارا تا مقدار زیادی دریافت کرده اند در طول تعطیلات با مشکل خاصی مواجه نمی شوند.
و اما توصیه من به همسفران این است که در طول این سفر اول یک مقداری بیشتر مراقب مسافرتان باشید ، مخصوصا اگر در اوایل سفر هستند و سعی کنید مسافر در آرامش باشد و حتی الامکان امسال را کمتر در خانه تکانی کار انجام بدهند و برای مسافرت هم همین طور.
من نمی گویم که سفر اولی ها در این تعطیلات مسافرت نروند ، ولی پیشنهاد می کنم که برای گردش به مسیر های نزدیکی که یک یا دوساعت فاصله دارند بروید چون این شخص باید بیشتر رانندگی کند و با توجه به شلوغی ممکن است خستگی ایجاد شود و در مسافرت در ساعت خواب فرد مشکل ایجاد  شود و این باعث خراب شدن سفر می شود. سعی کنید که مهمانی هارا محدود تر کنید و به مهمانی های شب نشینی نروید و کمتر به مکان هایی وسایل مصرف مواد مخدر  و یا مشروب خوردن است بروید چون باعث مشکلاتی زیادی می شود.


در گذشته دستور جلسه ای با موضوع اهمیت خواب شب داشتیم و این موضوع یک سی دی هم دارد که سعی کنید آن را تهیه کنید، چون این خواب شب در طول سفر و در زندگی اهمیت ویژه ای دارد ، اگر خواب بهم بریزد سفر هم خراب می شود. مصرف شربت اوتی وعده صبح و ظهر یکی می شود  و چندین ماه تلاش ممکن است خراب شود.
توصیه من به همه افرادی که در سفر اول هستند این است که حتما استراحت داشته باشند و برای مسافرت از جاذبه های اطراف شهر خودمان استفاده کنند  چون می دانیم که در اصفهان و اطراف آن مکان های تفریحی زیادی است و خیلی مواقع از خیلی از شهر ها به هنگام تعطیلات شاهدیم که به اصفهان مسافرت می کنند .



متاسفانه هرچه به عید نزدیک می شویم ، تعداد حاضرین جلسه در قسمت مسافران و همسفران کمتر می شود و دلیلش مشغله های قبل از عید می باشد که به همه عزیزان که در سفر اول هستند توصیه می کنم حداقل امسال را از این مشغله ها بگذرند و بیشتر استراحت کنند.
 و اینکه من در جلسات هم بارها گفته ام که اگر در زندگی پس انداز نمی کردم و قناعت نداشتم به هیچ وجه صاحب خانه نمی شدم ، دلیل اینکه الان صاحب خانه هستم این است که خواسته آن را داشتم .
نمی شود که آدم از بهترین خانه های اجاره ای استفاده کند و بهترین خودرو را داشته باشد یا از امکانات گران قیمت استفاده کند و از بعضی خواسته نگذرد و در آخر هم صاحب خانه شود .
البته این موضوع گذشتن از خواسته ها برای رسیدن به یک خواسته معقول تر به همه شئونات زندگی مربوط می شود .
انشالله که در قسمت مسافران و همسفران بتوانیم با تدبیر و تفکر ، بهترین بهره برداری را از تعطیلات داشته باشیم و به حرکتمان هم خوب ادامه دهیم .
من پیشاپیش سال نو را به همه بزرگواران تبریک می گویم ، انشالله که سال خوبی داشته باشید و از امسال صدبرابر بهتر باشد ، اول از همه برایتان سلامتی را از خداوند طلب می کنم و بعد از آن پول که همه بتواند آسایش و آرامش داشته باشند و آموزش هارا از کنگره دریافت نمایند. 


و اما دستور جلسه دوم:
من در ابتدا به ولی و همسفران محترمشان تبریک می گویم. خدا می داند که اگر از رهجویی تعریف و تمجید می کنم به دلیل حرکت خود او است و قصد تعریف از خود ندارم.
شاید بتوان گفت که آقا ولی بعد از سفرشان 20 سال جوان تر شد و همکاران من و اعضا لژیون هم می توانند به حقیقت این موضوع را شهادت دهند. 
وقتی که آقای ولی وارد کنگره شد ، تخریب زیادی در قسمت مصرف مواد مخدر و در قسمت روابط اجتماعی و تفکرات داشت که چندین سال بود که کار نمی کرد و وقتش را در خانه می گذراند و روابطش را با افراد قطع کرده بود و در خانه اش مواد مصرف می کرد.
در بدو ورود ، خود من فکر نمی کردم که ولی بتواند رها شود چه برسد به اینکه به شخصی تبدیل بشود که در سفر دوم هم در کنگره بماند و همه روزه در شعبه خدمت کند ،اینکه جناب مهندس می فرمایند ، حتی خود من هم نمی توانم تشخیص دهم که کدام رهجو رها می شود و کدام رهجو کنگره را رها می کند، حقیقت امر همین است.
به دلیل اینکه  ولی همسن خود من بود وسواد خواندن و نوشتن آن چنانی نداشت من هم فکر نمی کردم که بتواند در این حد تلاش کند، حقیقتا باید بگویم که ولی مطلب اصلی را در همان ابتدا دریافت کرد و جلسه ای نبود که غیبت کند و یا حتی دیر برسد من از او خواستم که مطالب را بنویسد و در پایان سفر شاهد بودم که دست خط او در پایان سفر پیشرفت چشمگیری داشت. جزو کسانی بود که با ایشان پیشنهاد دادم در هر روز یک صفحه از کتاب شصت درجه را بنویسد و در پایان سفر کل این کتاب را به اتمام رساند حتی نقاشی هایش را هم کشیده بود و در روزی که برای رهایی به تهران رفتیم ، مورد تشویق جناب مهندس قرار گرفت.
مطلب اصلی این است که ولی آنچه که ما خواستیم را انجام داد  و نتیجه اش این است که امروز می بینیم. 
در سفر اول حرکت خوبی داشت و بهتر از آن حرکتش در سفر دوم بود که از روز اول که وارد سفر دوم شد ، شروع کرد به خدمت کردن. اکثرا  ولی را می شناسند چون همیشه درحال خدمت است. خدارا شکر توانست در قسمت دبیری و نگهباتی خدمت کند. درحال حاضر در قسمت اوتی و در کلینیک خدمت می کند .
گفتنی است که در زمانی که این شعبه در حال ساخته شدن بود  ولی جزو کسانی بود که لباس کار پوشیده می آمد ، شاید بعضی های دیگر می آمدند و فقط سر می زدند و یک چایی می خوردند و می رفتند.
اما ولی بسیار زیاد کار می کرد، یعنی اینکه بیل دستش می گرفت و شن ها را جابجا می نمود و سیمان درست می کرد و از صبح تا شب واقعا اینجا خدمت می کرد و امروز نتیجه خدمت هایش را می بیند.
حتی فکر نمی کرد که در کمک راهنمایی قبول شود ولی الان امتحاناتش را خیلی عالی انجام می دهد و درحال پیشرفت است حتی او کسی است همه پیام هارا از حفظ می خواند و این موضوع به حافظه اش کمک شایانی کرده است.
در پرانتز برای کسانی که بهانه می آورند و شکایت می کنند از اینکه سواد ندارند یا حافظشان خوب نیست یا می گویند که سن من بالاست باید بگویم که ذهن  ، تفکر و تمرکز انسان با نوشتن خیلی متمرکز تر و قوی تر می شود.
توصیه من به ولی این است که انشالله تعادل را در همه جنبه های زندگی اش اجرا کند . در کنگره هم گفته شده که پایه های مالی باید مستحکم باشد
انشالله که ولی همین طور که خدمت می کند به مستحکم تر کردن پایه های مالی زندگی اش هم بپردازد. 
و در پایان این تولد زیبا را که به دل خودم هم خیلی چسبیده به ولی و همسفرشان و نیز دختران و دامادانشان و در راس به جناب مهندس ، سرکار خانم انی و همچنین اعضا لژیون چهارم و همه اعضا کنگره تبریک می گویم.




  پس از سخنان استاد٬ مشارکت مسافران و هم‌سفران و قرائت آوای کنگره اولین سال رهایی مسافر ولی را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم:


اعلام سفر مسافر ولی:
سلام دوستان ولی هستم یک مسافر
آخرین آنتی ایکس مصرفی تریاک و شیره ، مدت تخریب بیست سال ،روش درمان دی اس تی همراه با داروی اوتی
مدت یازده ماه وسه روز با راهنمایی اقای علی جمالی سفر کردم ، ورزش در کنگره والیبال و رهایی ام یک سال و یک ماه و چند روز


ارزو مسافر ولی :
آرزو می کنم برای تمام دوستان و یاران ما که می خواهند و قرار است که به کنگره بیایند که حتما در این مکان حضور یابند و خودشان و خانوادشان به رهایی برسند


ارزوی همسفر مریم :

آرزو می کنم این سالی که در پیش رو داریم برای همگی سال خوب ، پر بار و  پربرکت  باشد



صحبت های مسافر ولی:
در ابتدا از جناب مهندس تشکر می کنم و بعد از آن از ایجنت محترم شعبه و راهنمای عزیزم و همسفرم و راهنمایشان و تمام دوستانی که در جشن ما شرکت کردند. 
منِ  در سال هفتاد بصورت ناخواسته اولین بار مواد مخدر مصرف کردم .در بعد از ظهر روز تاسوعا وارد جمع دوستانم شدم که  در حال مصرف بودند و چند باری به من تعارف کردند و آن روز اولین تجربه من از مصرف مواد مخدر بود و در روز های بعدش خیلی حال من بد شد و سردرد و سرگیحه زیادی داشتم.
 استفاده بعدی من دقیقا در روز تاسوعا سال بعد بود که من دل پیچه شدیدی داشتم و هرچه از داروهای گیاهی استفاده کردم بهبود نیافتم که آن روز کار من به بیمارستان کشید که حالم تفاوت زیادی نکرد.  فردای آن روز با دوستانم مواجه شدم که مشکلم را به آنان گفتم و کنار آنها نشستم ولی مواد مصرف نکردم اما دل درد من و حال بدم همان لحظه بهبود یافت و بعد از چند دقیقه وسوسه شدم و مصرف کردم
و تا چند سال مصرف من بصورت تفننی بود. در سال هفتاد و چهار مصرف من روزانه شد و چون من کاسب بودم مجبور شدم که یک خانه بیرون از محل زندگی ام اجاره کنم و برای مصرف آنجا بمانم تا اینکه یک تصادف شدیدی داشتم که باعث کمردرد شدید من شد و مهره هایم آسیب دید و به بهانه کمر درد خانه نشین شدم و مصرفم افزایش پیدا کرد و سیگار کشیدنم در بیمارستان شروع شد و این تا سال هشتاد و دو ادامه پیدا کرد تا اینکه در رادیو پیام بهزیستی را برای ترک اعتیاد دریافت کردم. قبل از آن جایی برای ترک و درمان سراغ نداشتم و با اصرار خانواده به آن مکان رفتم.
وقتی که وارد شدم آنجا شرایط نامساعد و افراد با حال خیلی خراب را مشاهده کردم که حالشان خیلی از من بدتر بود و همانجا دلزده شدم.
در آنجا زمانی که همسر من با مشاور حاضر در آن مکان صحبت می کرد من با چند نفر از افرادی که در حال ترک بودند صحبت کردم که به من گفتند که مصرفت را چند برابر اعلام کن که متادون بیشتری بگیری و بتوانی بفروشی.


که من آنجا نماندم و خیلی شاکی شدم که در آن جمع قرار گرفتم و از کار خودم پشیمان شدم.
آشنایی با کنگره به این صورت بود که شبی موادی برای مصرف نداشتم و بخاطر کارهایی که فروشنده کرده بود خیلی ناراحت بودم و از خدا خواستم که مرا نجات دهد و تا صبح خیلی ناراحت بودم.
شخصی را می شناختم که از صبح زود مواد می فروخت و هرجور که بود به درخانه اش رفتم و با تعارف او برای مصرف وارد خانه اش شدم.
وقتی که درحال مصرف بودم شخصی دیگر وارد شد و آن فرد مصرف کننده به او هم تعارف کرد ولی شخص گفت که نه من مصرف نمی کنم ، من روی پله سه دهم هستم. شخص فروشنده با او بحث کرد ولی فرد راضی نشد که مصرف کند و من از سوال کردم که سه دهم دیگر چیست و ایشان برای من توصیح داد.
گذشت تا ظهر آن روز برای مصرف به مکانی دیگر رفتم و شخصی آنجا بود که از قضا او هم از اعضای کنگره بود و چند ماهی بود که سفر می کرد و من جزوه ها و دفتر های اورا گرفتم و نگاه کردم و آدرس را از او خواستم . آن شخص آدرس کنگره را به من نشان داد ، دقیقا رو به روی جایی که بارها مواد مصرف کرده بودم ، حتی پارک شهدای شهرداری هم در مسیر راهم بود و چند باری از افراد پرسیده بودم که این کسانی که اینجا ورزش می کنند چه اشخاصی هستند ولی کسی اسم کنگره را به من نگفته بود. به اعتقاد خودم تا آن روز قرار بر این نبود که من به کنگره دعوت بشوم وگرنه کنگره همیشه نزدیک من بود.
بعد از ظهر آن روز وارد کنگره شدم و دنبال یک شخص مصرف کننده به شکل کسانی که در بهزیستی دیده بودم می گشتم که از او سوال کنم ولی کسی را نیافتم.
در جلوی شعبه شیخ بهایی منتظر بودم تا شخصی در حال ورود با تلفن صحبت می کرد و می گفت که من دارم وارد کنگره می شوم.
من هم همراه او وارد شدم  و دریافتم اینجا مال من است و با همه اماکن دیگر متفاوت است و مکانی مقدس می باشد.
در طول سفر حال من روز به روز بهتر می شد ، رنگ چهره من دوباره بازگشت و قد من بخاطر سو مصرف خمیده شده بود که دوباره به لطف خدا قامتم راست شد و باور کنید حتی رشد ناخن و موی سر من به حالت طبیعی برگشت .

 از شما ممنونم که با اینکه نزدیک به عید است به جشن ما آمدید. از راهنمای عزیزم آقای جمالی و همسفرم و راهنمایشان و همچنین دختران عزیزم و آقا مصطفی مرزبان عزیزتشکر می کنم  و در رأس از جناب مهندسو سرکار خانم انی کمال  تشکررا دارم.

سخنان کمک راهنما همسفرنسیم:
پیشاپیش سال جدید را به همه عزیزان تبریک عرض می نمایم و این تولد و رهایی ها را به جناب مهندس دژاکام و بعد از آن به اقای جمالی تبریک عرض می کنم. 
گفتنی است که راهنمای های مسافر زحمت های فراوانی می کشند و تمام روز و شب و تعطیلاتشان وقف رهجو ها می باشد.به خصوص جناب جمالی که جز راهنما های قدیمی کنگره هستند.
به اقای ولی بابت تولد یکسال رهاییشان تبریک می گویم. همانطور که آقای جمالی فرمودند آقای ولی همیشه در کنگره خدمتگذار بودند حتی در زمان ساخت این شعبه و همیشه ساعت ها قبل از شروع جلسه درحال مرتب کردن صندلی ها و نظافت این مکان مقدس بودند و من همیشه ایشان را در حال خدمت دیدم .


یکی از ویژگی های بارز آقای ولی حفظ کردن پیام ها بود که من هم این خصوصیت را در خانم مریم مشاهده کردم که ایشان هم همه پیام هارا حفظ بودند و در لژیون برای ما قرائت می کردند و همیشه سی دی هارا می نوشتند و من فکر می کنم که باهم پیام هارا حفظ می کردند.
خانم مریم از اوایل ورود به کنگره دبیر لژیون بودند و جلسه ای نبود که صندلیشان خالی باشد یا اینکه هیچوقت بدون کنفرانس وارد نمی شدند و همیشه مشارکت می کردند و اینکه یکی از خصوصیات خیلی خوبشان این بود که هیچوقت از مسافرشان گله و شکایت نداشتند و همیشه دنبال تغییر خودشان بودند و عقیده داشتند که مسافر و همسفر مکمل یکدیگر هستند و باید بگویم که اگر مسافر خدمتگذار می شود قطعا از خانه و خانواده اش حمایت می شود.
صبوری خانم مریم برای من خیلی جالب بود ، ایشان تنها رهجو آرام در لژیون بودند که این خصوصیت ایشان در بقیه اعضا هم القا می شد .
انشالله که هردو بتوانند بیشتر از این خدمتگذار باشند و بتوانم شال کمک راهنمایی را گردن این دو عزیز ببینم . به دخترانشان و همه اعضا کنگره به خصوص راهنمای آقای ولی و در راس به جناب مهندس وخانم انی تبریک می گویم.

صحبت های همسفر مریم:
شکر شکر شکر....
خداوند را شاکرم که به من توفیق لمس این جایگاه را داد که در خدمت عزیزان باشم.
اول از همه به جناب مهندس و خانوادشان تبریک می گویم و برایشان آرزوی سلامتی و طول عمر با عزت دارم. انشالله که تا سال های سال، سایه ایشان بالای سر همه ما باشد.
 به مسافر عزیزم تبریک می گویم و از خدا می خواهم که این توفیق را به ایشان بدهد که شال کمک راهنمایی را دریافت کنند و آرزو دارم که تا سال های سال سایه شان بالای سر من و دخترانم باشد. من همیشه به مسافرم افتخار می کنم که در کنگره یک خدمتگذار واقعی است. از ایشان معذرت خواهی می کنم چون که در اوایل همسفر خوبی نبودم ، بخاطر اینکه با کنکره آشنایی نداشتم و از کنگره می ترسیدم. اما کنگره باعث شد آقا ولی خیلی فرق کند.


من در اوایل حاضر نبودم که به کنگره وارد شوم ولی یک روز که تولد بود با اصرار آقا ولی وارد شدم و تحت تاثیر این فضا قرار گرفتم و باعث شد من گریه کنم چون در باورم نمی گنجید که این چنین مکانی وجود داشته باشد.
به جرات می گویم که کنکره قسمتی از بهشت است که خداوند در زمین برای ما فراهم کرده و از شما می خواهم که قدر این مکان مقدس را بدانید.
از آقای جمالی خیلی تشکر می کنم . آقا ولی که در عمرش از کسی حرف شنوی نداشت اما تحت تاثیر رفتار آقای جمالی قرار گرفت و به کلی تغییر نمود.  از ایشان خیلی تشکر می کنم و آرزوی خوشبختی برایشان می کنم و همچنین از خواهران هم لژیونیم و راهنمای عزیزم و همه افرادی که در این مکان خدمت می کنند و از همه شما که در جشن ما شرکت کردید کمال تشکر را دارم.















تهیه گزارش: مسافر علی و مجتبی اعضاء لژیون چهارم 




طبقه بندی: گزارش کارگاههای اموزشی،
برچسب ها: تولد رهایی درمان اعتیاد کنگره 60،
[ شنبه 26 اسفند 1396 ] [ 12:59 ] [ راهنمای لژیون علی جمالی ]
درباره وبلاگ

دردورنج بشرازجهل نیست بلکه ازعلوم ودانشهای کشف نشده است.خوشبختانه امروز، اعتیاد درمان قطعی دارد.با روشDST و با دارویOT(شربت تریاک)، در کنگره60 اعتیاد درمان میشود. در پروسه زمانی درمان، سه پارامتر جسم ،روان و جهان بینی درطول یازده ماه به تعادل میرسد.این وبلاگ می کوشد دانش و تجربیات خود در این زمینه را،به روز ارائه کند.امید این است مفید واقع شود.
کانال تلگرام jamalic60@
-----------------------------------------
جای هرکس نیست اینجا آمدن ×
اختیاری نیست مارا آمدن ×
هر که راخواهد خدا دعوت کند ×
سایبانش ابر رحمت میکند ×
هر که آمد آبرویش میدهد ×
در پناه خویش جایش میدهد
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :